تبلیغات
alarabee - نفوذ فرهنگ ایرانی در اندلس
پنجشنبه 6 آبان 1389

نفوذ فرهنگ ایرانی در اندلس

   نوشته شده توسط: zohre pourshaban    

نفوذ فرهنگ ایرانی در اندلس
پدرو چالمتا 
استاد دانشگاه كمپلوتنسه - مادرید


الف / منظور از ایرانی كسانی هستند كه از آن دیار بوده و یا حد اقل نسل اول آنها از والدین ایرانی تبار باشند. همچنین میزان نفوذ اندیشه های فرهنگی این افراد بایستی در مدت زمانی معقول بر محیط زیستی آنان تاثیر گذاشته باشد. با این حال در این مقاله سعی می كنیم خود را در یك حصار ژنتیكی یا جغرافیایی محدود نماییم. زیرا همان طور كه برخی ایرانیان به عرب بودن شهردت دارند , عده ای از اعراب نیز به ایرانی بودن مشهور هستند. در این رابطه به طور مثال می توان به ابوالفرج اصفهانی اشاره كرد كه نسل در نسل او از نژاد عرب بوده و كتاب الاغانی وی یكی از آثار مهم در راستای تبیین فرهنگ اعراب از نهان جاهلیت تا پایان قرن سوم است. 

ب / مشخص نمودن مرزهای جغرافیایی فارس در مقطع زمانی مورد نظر ما یعنی قرن اول تا قرن هفتم هجری چندان ساده نیست. از آنجا كه حوزه تحقیقی این مقاله فرهنگی می باشد , پس بهتر آن است كه تنها به متولدین در سرزمین ایران تكیه نشده , بلكه به عناصر فرهنگی سزرمین فارس كه به مغرب اسلامی رسید . بیشتر توجه شود. 
همچنین باید میان داده های فرهنگی مستفیم ( یعنی آنچه از طریق ایرانیانی كه به اندلس آمدند یا اندلسی هایی كه به ایران رفتند ) و داده های فرهنگی غیر مستقیم (یعنی آنچه در مرحله اول با فرهنگ عرب – مسلمان مخلوط شد و سپس به اندلس رسید) تفاوت گذارد. 
در پایان قابل ذكر است كه در این مقاله به دلیل عدم تخصص نویسنده , فرهنگ مادی ( معماری , سرامیك , دكوراسیون , صنایع دستی و غیره ) چندان مورد توجه قرار نمی گیرد , بلكه هدف ما بررسی فرهنگ معنوی ( ادبیات , تاریخ , جغرافی , حدیث , حقوق , فلسفه و علوم پزشكی ) می باشد. 
بدون تردید نخستین مسوول ایجاد حكومت اندلس طارق می باشد . شخصیتی كه تبار او كاملا مشخص نبوده و پس از یك دوره اوج قدرت به ناگاه ناپدید می گردد. برخی او را ایرانی تبار و از همدان می دانند. اما عده ای دیگر او را عرب و یا بربر دانسته اند. نام كامل او طارق بن زیاد بن عبدالله بن رفو بن وارفاجون بن یانزا قاسیس بن والحاس بن یاتوفات بن زناتی است. شجره نامه او نشان دهنده این مطلب است كه وی از شمال آفریقا بوده و پدربزرگ او به دین اسلام گرویده است. بیشتر مورخین بر این اعتقادند كه جد او عبدالله , همان مولا موسی می باشد. 
برخی محققین و مورخین تلاش دارند اثبات نمایند كه نام قدیمی شهر مالاگا كه "رایی" خوانده می شد , همان شهر "ری" ایران می باشد. و ادامه می دهند كه این شهر توسط ایرانیانی كه به این محل آمدند , بنا گردید. در صورتی كه نام " رایی " از كلمه لاتین REGIO مشتق شده است. افزون بر این , نسبت " ری " , " رازی" می باشد و رایی همیشه به عنوان صفت برای مالاگا استفاده می شده است. به عنوان مثال انجیر مشهور مالاگا در میان اعراب به " طین رایی " شهرت داشته است. 
اكنون به ایرانی بودن موسیقی دان بزرگ زریاب اشاره داشته باشیم . ایرانی بودنی كه در بسیاری از منابع تكرار گردیده. درچاپ فاكسی میل " المقتبس" (جلد دوم صفحه 147 ) ابن حیان در كتاب اخبار زریاب می گوید: " تا اینكه یك عراقی به نام زریاب از شرق بارگاه عبدالرحمن دوم وارد شد. از این موسیقی دان بزرگ هنوز حكایت های شیرینی میان مردم تعریف می شود. زریاب لقبی است كه در كشورش بران نهادند. نام اصلی او علی بن نافع بود و در دربار خلیفه عباسی محمد بن محمد ابی جعفر المهدی به نواختن موسیفی می پرداخت. كنیه او ابوالحسن بود , اگرچه عبیده شاعر معتقد است كه لقب زریاب به دلیل رنگ پوست او به وی داده شده است" .
پس باید قبول كرد كه زریاب عراقی بوده . رسیدن او به اندلس موجب ایجاد انقلاب میان موسیقی دانان اندلسی شد. اما این موسیقی دان بزرگ نه تنها ایرانی نبوده ، بلكه همانند استاد خود اسحق بن ابراهیم الموصلی , عراقی می باشد . در نتیجه امكان نفوذ مستقیم فرهنگی ایران از طریق زریاب نیز مردود می باشد. 
ابن ابی ربیع (646 میلادی ) دركتاب " برنامج" خود فهرستی از اساتید خویش و كتبی را كه آموزش دیده و یا آموزش داده , ارائه داده است. این كتاب منبع مفیدی برای شناخت فعالیت های فرهنگی در اندلس محسوب می شود. 
تردیدی نیست كه فهرست مذكور منتخبی از آثاری است كه وجود داشته و نویسنده با توجه به علایق شخصی خویش آنها را جمع آوری نموده است . اما جامعیت و اهمیت كتب فهرست بندی شده , مورد قبول همگان می باشد. در این اثر تنها 40 كتاب كه شامل قرائت , حدیث , فقه , نحو , كلام و ادبیات می شود , ذكر شده است. اما با بررسی كتب مذكور و پیگری مولفین آنها می توانیم درخصوص میزان نفوذ فرهنگی ایران در اندلس به نتایج عمده ای دست یابیم. 

الف / چهار كتاب در این فهرست در بخش علوم قرآنی یا قرائت ذكر شده كه مولفین آنها تماما اندلسی و یا در اندلس اقامت داشته اند. این كتب عبارتند از : الكافی از الرعینی , التیسیر از الدانی , التبعیره از مكی ابن ابی طالب و الهدایه از المهداوی. هیچ یك از این مولفین مشرقی نبوده اند. 

ب/ شش كتاب در بخش سنت و حدیث فهرست بندی شده كه عبارتند از : الجامع الصحیح از البخاری , المسند الصیحیح از مسلم النیشابوری , السنه المسنده از ابو داود السیجستانی , الجامع الكبیر از التیرمیدی , السنن النسایی و الموطی از مالك بن انس. 
پنج كتاب اول , كتبی قدیمی و مورد قبول همگان است . كتاب ششم , كتابی مختص به حدیث نبوده و می توان آن را در میان كتبی مانند الاحكام از ابن الخراط و یا دو زندگینامه پیامبر اسلام الشفا از قاضی عیاض و السیر از ابن اسحق , فهرست بندی كرد. به نظر می رسد كه این كتاب توسط پیروان مذهب مالكی در اندلس ترویج یافته باشد. 

ج / در بخش فقه , قبلا به كتاب الموطی اشاره كردیم . در همین زمینه كتب دیگری نیز ارائه شده اند كه عبارتند از : المختصر والرساله از ابن ابی زید القیروانی , التهذیب از البراذیعی , المقدمات از ابوالولید بن رشد , التفریع از ابن جلاب البصری , التلقین ازعبدالوهاب البغدادی , المختصر از علی بن عیسی الطلیطلی , الكافی از عبدالبار و الفراید از الوالقاسم الخوفی . تمامی كتب و مولفین آنها پیرو مذهب مالكی بوده و هیچ یك از آنها ایرانی نیستند. 

د / هنگامی كه به فهرست كتب نحو , كلام و ادبیات می رسیم . غالب مولفین آثار شرقی می باشند . حتی القابی القالی با اینكه در اندلس اقامت داشت , شرقی بود. 
در بخش نحو می توانیم به كتب الكتاب از ابو بشار سیباویه , الایضاح از ابن عبدالغفار الفارسی , الجمل فی النحو از عبدالرحمان الن اسحاق الزجاجی , المفصل از الزمحشری , الكراسه از الجزولی و تبصیرات فی النحو از عبدالله السیماری . 
تمامی مولفین نام برده شده فرابین النهرینی بوده , به استثنای دو نفر آخر كه به ترتیب مغربی و اندلسی هستند . در كلام , كتب اصلاح المنطق از یعقوب بن اسحاق السكیت , آداب الكتاب از الكوفی ابن قتیبه و الفصیح از كوفی احمد بن یحیی ثعلب فهرست بندی شده است . در زمینه ادبیات الامثال ا ابن السلام خزاعی , الكامل فی الادب از المبرد و الامالی از القالی ذكر شده اند. تنها اولین مولف خوزستانی است. 
در زمینه ادبیات , تقریبا تمامی مولفین عرب هستند و در فهرست یاد شده به كتب اشعار السته و الحماسه از ابوالحجاج , الاعلام اشعار ابوتمام , مسفط الزند ا ابوالعلا المعری اشاره شده است. در اینجا قابل ذكر است كه كتاب المقامات كه مولف آن الحریری معرفی شده , در واقع مولف آن الهمدانی است . 
چه مدت طول كشید تا كتب ذكر شده به شبه جزیره ایبریا رسید؟ الكتاب توسط مهاجری به نام القالی كه در سال 330 در قرطبه سكنی گزید , به اسپانیا وارد شد. یعنی یك قرن و نیم پس از تالیف آن ! اشعار ابوتمام پس از یكصد سال و آداب الكتاب پس از شصت سال به شبه جزیره ایبریا وارد شدند. در عوض عالی بن محمد الاثناكی كتاب الجمل الزجاجی ار 13 سال پس از مرك مولفش به اندلس آورد. 
این نفوذ فرهنگی كه توسط مهاجرین انجام گرفت , هیچ گاه مهاجرین ایرانی در آن دخیل نبوده اند. با بررسی اسناد به این نتیجه می توان رسید كه آثار فرابین النهرینی توسط اندلسی هایی كه به مشرق مسافرت كرده بودند , به اندلس آورده شد و آنها این آثار را از طریق واسطه های عرب فرا گرفتند. در هیچ كجا مدركی مبنی بر اینكه تبادل فرهنگی میان یك ایرانی و یك اندلسی صورت گرفته باشد در دسترس نیست. همیشه حلقه واسطه فرهنگ سوری – بین النهرینی وجود داشته است. 
علاوه بر فهرست ابن ابی ربیع - كه شرح آن قبلا آمد – آثار دیگری نیز وجود داشتند كه بر فرهنگ اندلسی تاثیراتی داشتند. در این میان می توان به كتاب الزهرا از ابن داود اصفهانی اشاره كرد كه متن آن الگویی برای تالیف كتاب حدائق از ابن فرج و سپس تالیف الظهیره از ابن بسام شد. 
در پایان این بخش ذكر یك نكته شرقی نیز خالی از لطف نیست و آن اینكه می گفتند آثاری كه به اینجا می رسند , ایرانی خالص نبوده , بلكه هندی می باشند. در نتیجه انتقال آن به جهان اسلام نیاز به ترجمه از زبان پهلوی نداشت . كتب كه بیشترین تاثیر ونفوذ را در اندلس داشتند , عبارت بودند از: كلیله و دمنه و سندبادنامه. این كتب در عربی به صورت های متفاوت نقل و باعث ابداع حكایت های بیشمار دیگری گردید. اما اندازه گیری میزان نفوذ و تاثیر آن در ادبیات اندلسی بسیار مشكل است , زیرا مولفین بزرگ كمتر از آنها به عنوان یك اثر هنری یاد می كردند و عجیب تر آنكه ذكر شخصیت های این داستان ها در دیگر آثار بسیار اندك می باشد. 

تاریخ : 
در بخش تاریخ تردیدی نیست كه احمد رازی نخستین مورخ بزرگ اندلسی می باشد. احمد بن محمد بن موسی الرازی (955 – 887 ) مولف تاریخ ملوك اندلسی است. فرزندش عیسی در باره او می گوید : " . . . در ابتدا به مطالعه ادبیات پرداخت . اما سپس به اخبار و تحقیق راجع به آن علاقه مند شد , زیرا در آن زمان مردم اندلس به این ماده اهمیتی نمی دادند. لذا به جمع آوری اطلاعات در خصوص روایات و تعداد مشایخ ناقل آن پرداخت. او نخستین كسی بود كه مقررات تاریخ نویسی را در اندلس به وجود آورد. این ورش تحقیقی توجه حاكم وقت را به خود جلب كرد و مورد تحسینی كه لایقش بود , قرار گرفت. بدین ترتیب مردم اندلس به علمی دست یافتند كه تا آن زمان ناشناخته بود" . 
متن بالا بسیار حایز اهمیت است . رازی تاكید می نماید كه پدرش : 1- اخبار تاریخی كه تا آن زمان به صورت شفاهی میان مردم نقل می شده را به صورت سیستماتیك جمع آوری می نماید. 2- این اخبار تدوین شده و با ذكر تاریخ طبقه بندی می شود. 3- نخستین گام در تعریف حكایات به تدوین روشمند برداشته می شود. 4- در نتیجه برداشتن گا نخستین , نظام جدید طبفه بندی اتفاقات ایجاد شده و تاریخ ها مكتبوب می شود. 5- روش جدید تاریخ نویسی ظاهر شده , مساله ای كه تا آن تاریخ تنها به صورت مقطعی و در برخی موارد مشاهده شده است. 
پس از ذكر موارد فوق نیز باید پذیرفت كه رازی تنها نیمه ایرانی بوده است. حتی هیچ مستندی وجود ندارد كه اثبات نماید رازی به سرزمین های فارس مسافرت كرده باشد. اما براساس اسناد می توان اثبات نمود كه او در اندلس اقامت و تحصیل كرده است. 
اگرچه برخی تلاش می كنند كه رازی را تحت تاثیر محمد طبری ( 25 سال جوان تر) بدانند , اما نشانه هایی ازتاثیر آثار الواقدی , ابن حیاه العصفوری , البلاذری بر رازی مشاهده می شود. از سوی دیگر , بی اطلاعی طبری از وقایع مغرب زمین كاملا مشخص است و نموانسته الگویی برای كسی باشد كه می خواسته تاریخ الاندلس را به رشته تحریر در آورد. 
همچنین كتاب اخبار الرسل والملوك اثر طبری پس از گذشت 30 سال در اندلس شناخته شد. اما این شناسایی مترادف با قبول و پیروی از آن نبود. به همین دلیل عریب بن سعد نواقص بیشماری از تاریخ مذكور را در مورد اندلس یادآوری نموده و پس از او ابن الاطیر نواقص بیشتری را ذكر می نماید. مورخ قرطبه ای ابن خیان , همان خط تكاملی رازی را ادامه داد , اما در اثر خودرهیچ گاه از نفوذ مستقیم فرهنگی شرق ذكری به میان نمی آورد. تكاملی كه در تدوین تاریخ اندلس در آینده نیز به مشخصه آن تبدیل می شود. 
با این حال , باید پذیرفت كه تبدیل اخبار به تاریخ , نتیجه داده های فرهنگی بین النهرینی است كه درتماس با فرهنگ زاكرس , تقویت بهبود و غنی شده بود. 

جغرافیا : 
ابن خردادبه ایرانی معمولا به عنوان آغازگر جغرافیای مسلمان شناخته می شود. كتاب او مسالك و ممالك نام داردو در اینكه آغازگر جغرافیاست , میان صاحبنظران اتفاق نظر وجود دارد. اما نباید فواموش كرد كه اثر او حول محور آثار الیعقوبی , قدما الجعفر و الجیهانی تدوین شده و همچنین تا حدودی تحت تاثیر اندیشه های ابن رسته , ابن فقیه الهمدانی , و كتاب حدود العالم قرار گرفته است. 
نخستین جغرافیای اندلسی توصیفات ابوبكر محمد الرازی (350 - 274 ) است. احمد درمغرب یا اندلس به دنیا آمد , اما تحصیلات خود را درشبه جزیره ایبریا گذراند. مشروح او با این جمله آغاز می شود : " گفت ابوبكر . . . رازی , كاتب متولد اسپانیا " . از آنجا كه توصیفات جغرافیایی او به عنوان اساس و الگو برای دیگر جغرافی دانان بعدی مانند : ابن حوقل , یاقوت و القزوینی قرار گرفت , بررسی آن ضروری می باشد. 
قبل از هرچیز مشاهده می كنیم كه جغرافیای او به عنوان مقدمه ای برای تاریخ او تدوین شده است. جغرافی بخش فرعی و یا به زبان دیگر, بخشی از تاریخ است . اصولا معنا و مفهوم جغرافی در شرق تا زمان مسعودی (365 ) به صورت واضح بیان نشده بود. دومین مساله ای كه اهمیت آن كمتر نبوده و به آن برمی خوریم , این است كه جغرافی حول محور مفاهیمی مانند اقلیم یا كشور بنا نشده , بلكه توصیف آن بر اسا یك مفهوم سیاسی – سرزمینی شكل گرفته است. هدف آن , شرح نام شهرهای مهم اسپانیا , حدود این شهرها , نام كوهها و رودهاست. در ابتدا به شهر قرطبه برمی خوریم كه مادر شهرهاست. پس از پایتخت به كابرا , غرناطه , المریه , مالقه , خائن و غیره می رسیم و سرانجام به شهر اسیخا ختم می شود. ازچپ به راست حركت كرده و معیار او در تحقیق طول شهرها می باشد. همچنین اطلاعاتی درباره تاریخ قبل از اسلام , مشخصه های معماری , محصولات عمده , مسافت و غیره ارائه می دهد. 
همه اطلاعات براساس یادداشت های خود كه در طول مسافرت مشاهده كرده , تدوین شده است. المقاری دراین باره می گوید: " احمدبن محمد بن موسی الرازی , اثرات متعددی راجع به تاریخ و جغرافیای اسپانیا به رشته تحریر درآورد. اما یكی از آثار او كه به حد كافی قطور است , به توصیف راه ها , بنادر , كوه ها , رودها و شهرهای عمده شبه جزیره پرداخته است. در این كتاب او به شش جند یا منطقه نظامی كه در آن زمان اندلس به آن تقسیم شده بود , اشاره می كند. تعداد استان ها و میزان رفاه در آنها تولیدات كشاورزی و معدنی و حتی بسیاری مشخصات افراد دراین كتاب جمع آوری شده است. اطلاعاتی كه تا آن زمان در اندلس یافت نمی شد". 
رازی علاوه بر اثر ذكر شده , تاریخ پادشاهان قرطبه را تدوین نمود. در این كتاب او به سخنان و اعمال این پادشاهان اشاره می كند. جنگ ها , پیروزی ها و شكست های آنان بازگو می شود. علاوه بر این , نفشه كامل قرطبه با نام كامل خیابان ها , میادین , درخت ها , ساختمان های دولتی , مساجد , كاخ ها , حمام ها و باغ ها در این نقشه آمده است. همان گونه كه احمدبن ابی طاهر مورخ بزرگ نقشه ای از بغداد را تهیه كرده بود. از نقطه نظر تكاملی , توصیفات جغرافیایی او در چارچوب آموزش های بلخی (322) قرار دارد. همان آموزشی كه احشاخاری (350) , ابن حوقل (378 ) و المقدسی ( 390 ) ادامه دادند. اما در یك چیز با بلخی ها تفاوت دارد و آن اینكه هیج سندی مبنی بر اینكه نقشه كشی كرده باشد, وجود ندارد. در صورتی كه می دانیم كه مریدان مكتب بلخی بر نفشه كشی تاكید و اصرار داشتند. در نتیجه به نظر نمی رسد كه جغرافیای شرق قرن چهارم بر رازی تاثیرمستقیم داشته باشد. اما باید پذیرفت كه اندیشه های قبل از سال 270 به عنوان اساسی برای آغاز كار اتخاذ گردید , اما تكامل اندیشه های او مستقل بوده است. 

فلسفه : 
فلسفه اسلامی (شرقی , اندلسی یا ایرانی ) انشعابی از معرفت هلنیستی و یونانی است. درهمین راستا آثار مولفین بین النهرینی به تقویت همان فلسفه چه در مشرق و چه در غرب می پردازد. فلسفه اندلس هم در داخل همین جریان قرار دارد.
در اینجا این فلسفه با پیروان معتزله در اواخر قرن سوم آغاز می شود و ابن مسره (319 ) سردمدار آن بود. نظام فكری او چیزی شنبه اندیشه های امپدوكلس می باشد . در ایران فارابی (329) ظاهر می شود كه وارث مكتب فلسفی اسكندریه می باشد. اهمیت اندیشه های او كه بعدها توسط عده بیشماری ادامه می یابد . در این است كه دو عنصر جدید را در فلسفه خود دخالت داد:
الف / ایجاد هارمونی میان اندیشه های افلاطون و ارسطو . 
ب / نظریات اجتماعی – سیاسی او در خصوص ایجاد مدینه فاضله كه توسط حاكم فیلسوف اداره می شود. 
مدینه فاضله و سیاست مدن او مبنای تفكرات روشنفران مسلمان بعدی قرار می گیرد. لازم به ذكر است كه فارابی اندیشه های خود را بر اساس دیدگاه كلاسیك بنا می كند و تصمیم می گیرد اندیشه بسیار جالب ابن مقفع (139 ) مبنی بر جداسازی شریعت از قدرت سیاسی را نادیده بگیرد. شاید هم از اندیشه ابن مقفع اطلاعی نداشته است. 
تفكرات فارابی به شدت بر اندیشه های ابن سینا (428) , ابن باجه (533 ) و ابن رشد (595 ) تاثیر داشته است. اما نمی دانیم كه این تفكرات تا چه حد بر رسایل اخوان الصفا(370 – 350 ) تاثیر گذارده است. این رسالات در میان اسماعیلی های بصره شایع بود و آنها برای عضو گیری و تربیت اعضای خود , از رسالات مذكور استفاده می نمودند. با مطالعه این رسالات می توان نتیجه گیری كرد كه شاید اخوان الصفا بیشتر تحت تاثیر تفكرات نئوفیثاغورثی قرار داشته اند و كمتر از اندیشه های فارابی بهره برده اند. 
اثر فارابی توسط ابن سینا توسعه و تكمیل می یابد . با استفاده از اندیشه های ارسطو و اندیشه های پر ارزش فارابی , ابن سینا نشان داد كه دارای افكاری یگانه و منحصر به فرد است. نظریات متافیزیكی او فوق العاده اند. منطق ارسطویی را تكمیل نمود و علوم تجربی شرق را بدان افزود. كتاب شفای او اساس تفكرات فلسفی كلیسا را تشكیل داد. 
ابن سینا همچنین یك رساله فلسفی – اخلاقی از خود ارائه داد. حی بن یقظان او رساله ای است منظوم كه نظریان اخلاقی وی را به عنوان تراوش عقل فعال , تشریح نموده است. همین نام پس از یك قرن و نیم توسط ابن طفیل مورد استفاده قرار گرفت و به موفقیت تام دست یافت. 
اندیشه های فارابی و ابن سینا بر سه فیلسوف بزرگ اندلس یعنی ابن باجه , ابن طفیل و ابن رشد تاثیر گذارد. اما این تاثیر در بسیار امور مورد ارزیابی مجدد قرار گرفت. به عنوان نمونه رساله حی بن یقظان ابن طفیل اگرچه عنوانش شباهت با قصه ابن سینا دارد, اما مفهوم داستان ابن طفیل متفاوت است. او ظرفیت عقل را برای ایجاد هارمونی میان مذهب و فلسفه به بالاترین حد می رساند. همچنین اگرچه قصه ابوعلی سینا چندان مورد توجه قرار نگرفت , اما رساله ابن طفیل مبنای داستان های رابینسون كروزوئه و اسطوره بن سواژ روسو قرار گرفت. 

پزشكی : 
بسیاری از این اندیشمندان بزرگ , همچنین پزشكان برجسته ای بوده اند كه بر این رشته علمی نیز تاثیر گذاشته اند. درغرب تا قرن چهارم براساس طب یونانی عمل می شد. پزشكان اندلسی در آن زمان برای فراگیری به بغداد می رفتند. به نظر می رسد با آمدن یوسف الخرانی ( حدود880 ) طب اسلامی تقویت می شود. همزمان , یعنی در سال 949 توسط سفارت بیزانس مقداری لوازم پزشكی نیز وارد می شودكه در نتیجه طب اندلسی به پیشرفت های چشمگیری دست می یابد. این پیشرفت به همراه خدمات رازی , علم طب را به شكوفایی تام می رساند. اگرچه خدمات رازی در طب ابتدا توسط مردم به حدكافی شناخته نمی شود. در این هنگام كتب مرجعی در رشته پزشكی وجود داشتند كه مهم ترین آنها جامع اكبیر از رازی و طب المنصوری ا المجوسی است. تا اینكه ابن سینا كتاب قانون را تالیف می نماید. 
این كتاب مجموعه ای منظم و روشمند از علوم پزشكی زمان , به همراه مشاهدات شخصی ابن سینا بود. جامعیت كتاب درحدی بود كه به مدت هفت قرن به عنوان ماده اصلی تدریس پزشكی در دانشگاهها مورد استفاده قرار گرفت. ترجمه لاتین قانون تاثیر بسزایی در پیشرفت علوم پزشكی اروپا داشت. اما این تاثیر بر مدارس پزشكی اندلس چندان زیاد نبود. هنگامی كه ابن ظهر یك جلد از كتاب قانون به دستش رسید , آن را مطالعه كرد , اما چندان برایش جالب نبود. حتی گفته می شود كه از حواشی این كتاب برای نوشتن نسخه هایش استفاده می كرد! . . . بدیهی است كه اعتبار گذشته دانشگاه جندی شاپور برای پزشكان اندلسی جذابیت خاصی نداشت. 
به دلیل عدم تخصص در ریاضیات و نجوم , در این بخش به بررسی كامل این علوم نمی پردازیم. تنها به اهمیت مطالعات خوارزمی (232 ) و ادامه راه او توسط الفرقانی (247) , ابو مشعر (272 ) و مسلمه ماجریتی یا مادریدی (398 ) اشاره می كنیم. 
مسلمه مادریدی جدول خوارزمی را بر نصف النهار قرطبه و تقویم مسلمانان منطبق ساخت , كه نتیجه مطالعاتش اساس علم نجوم اندلس , مكتب تولدو و فعالیت های علمی دربار آلفونسوی دهم بود. اندكی بعد , اثر بیرونی (442) به شبه جزیره ایبریا رسیده و به لاتین ترجمه می شودو بر توسعه مستقل مطالعاتی الزرقالی (473) تاثیر می گذارد. 

نتیجه گیری : 
با بررسی و مطالعه منابع در خصوص امكان نفوذ فرهنگ ایرانی بر اندلس , می توان نتایج زیر را ارائه داد: 
- این نفوذ در علوم انسانی اندك , و در فلسفه , پزشكی , ریاضیات و نجوم محسوس تر است. 
- تبادل فرهنگی هیچ گاه مستفیم نبوده و همیشه با واسطه و پس از استحاله در فرهنگ عربی صورت گرفته است. 
- تبادل فرهنگی در قرن چهارم بویژه و اندكی در قرن پنجم صورت گرفته است. پیش از این تاریخ هیچ گونه نفوذ فرهنگ ایرانی در اندلس مشاهده نمی شود. 
در نتیجه می توان گفت نقش ایرانیان درتوسعه فرهنگ اندلسی به نوعی دست دوم بوده و در مقاطع خاص صورت گرفته است.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر