تبلیغات
alarabee - ابن طفیل و داستان حی بن یقظان
پنجشنبه 6 آبان 1389

ابن طفیل و داستان حی بن یقظان

   نوشته شده توسط: zohre pourshaban    

ابن طفیل و داستان حی بن یقظان

نگاهی به داستان حی بن یقظان و ابعاد فلسفی آن


ابوبکر محمد بن عبدالملک بن محمد بن طفیل اندلسی که در میان مسلمانان به ابن طفیل شهرت داشت، در اسپانیای اسلامی متولد شد. او در میان اندیشمندان و اهل نظر اروپایی به نام ابوبکر شناخته می شد. 

ابن طفیل پزشکی در حد اعلای درجه بود و کتب مختلفی را در این علم تالیف نموده که در زمان خود بسیار حائز اهمیت بوده است. 

البته شهرت وی نه در طب بلکه به سبب تالیف داستانی بنام حی بن یقظان بوده است. وی با آفرینش مجدد داستان حی بن یقظان و استفاده از قالب داستان، به نشر افکار فلسفی خود پرداخت. داستانی که اهمیتش برای فلاسفه غرب با ترجمه های مختلفی که از آن انجام شده هویدا است. 

اولین گروهی که به ترجمه این اثر دست زدند یهودیان بودند ؛ چنانکه در سال ۱۳۴۹ میلادی یک یهودی بنام موسی بن یوشع ناربنی این کتاب را از عربی به عبری برگرداند و حاشیه ای جهت شرح و توضیح به کتاب افزود. 

در سال ۱۶۷۱ میلادی نیز این اثر برای نخستین بار توسط ادوارد پوکاک از اساتید دانشگاه آکسفورد به زبان لاتینی برگردانده شد. 

پوکاک هنگام انتشار ترجمه خود از کتاب حی بن یقظان متن عربی کتاب را نیز که قبلا توسط پدرش تصحیح شده بود منتشر نمود و پس از آن بود که این اثر به اغلب زبانهای اروپایی ترجمه گردید. 

اولین ترجمه کتاب حی بن یقظان به زبان هلندی توسط i.bouwmeester انجام شد. او از یاران و دوستان اسپینوزا ( فیلسوف شهیر آلمانی ) بود و ترجمه او آنچنان با اقبال اندیشمندان غربی روبرو شد که در سال ۱۷۵۱ میلادی کتاب تجدید چاپ شد. اسپینوزا از این کتاب که توسط دوستش ترجمه شده بود بهره ها برد و تمجید فراوانی از کتاب حی بن یقظان نموده است. 

همچنین ترجمه روسی کتاب حی بن یقظان نیز در سال ۱۹۲۰ در لنینگراد توسط j.kazmin انجام شد. دکتر سید محمد یوسف از دانشمندان پاکستانی به دو ترجمه روسی دیگر نیز اشاره دارد که قدمت انتشار یکی از آن دو به سال ۱۷۰۱ میلادی می رسد. 

برگردان آلمانی کتاب نیز در سال ۱۷۲۶ میلادی و توسط j.georg در شهر فرانکفورت انجام و منتشر شد و برگردان دیگری نیز به همان زبان توسط j.g.elchorn در سال ۱۷۸۲ در برلن به زیور طبع آراسته شد. 

در سال ۱۶۷۴ میلادی جی.کیث از پیروان فرقه مسیحی کویکرزها (انجمن دوستان) ؛ در سال ۱۶۸۶ میلادی جی. اشول و در سال ۱۷۰۸ میلادی سایمون اوکلی آن کتاب را به انگلیسی بر گرداندند. 

ترجمه سایمون اوکلی تاکنون چندین بار ترجمه شده است و در سال ۱۹۰۵ با اصلاحاتی توسط e.a.vandyck در قاهره مجددا انتشار یافت. 

همچنین ترجمه تجدید نظر شده ای توسط a.s.fulton در سال ۱۹۲۹ در لندن طبع یافت و خلاصه ای از این کتاب نیز به قلم paul bronnle در سلسله کتب wisdom of the east در سال ۱۹۱۰ در لندن منتشر شد. 

تاکنون بهترین ترجمه به زبان انگلیسی ازlennevan Goodman است که در سال ۱۹۷۲ میلادی انتشار یافته است. و ظاهرا آخرین ترجمه به زبانهای اروپایی از این کتاب می باشد. 

با توجه به ترجمه های مختلفی که در این باره عنوان شد در مورد اهمیت این کتاب برای اروپاییان جای شکی باقی نخواهد ماند. 

ترجمه های مختلف و انتشار پی در پی کتاب حی بن یقظان در کشورهای مختلف اروپایی بویژه در اوج فعالیتهای روشنگری گواه بر اهمیت و تاثیر گذاری این کتاب در اندیشه غرب و متفکران آن دیار می باشد. 

اما چه راز و رمزی در این کتاب داستان وجود داشت که تا این حد ذهن کنجکاو غربی را بر آن می داشت تا در هر چند دهه ترجمه ای از این اثر ارائه دهد ؟ به واقع این کتاب تا چه حدی روی افکار فلسفی و غیر فلسفی غربی ها تاثیر گذارده و آنان چه استفاده ها و بهره ها را از کتاب حی بن یقظان منتفع شده اند ؟ 

اخیرا ادعا شده است که دانیل فو شهیر در خلق اثر جاودان خود یعنی رابینسون کروزوئه از کتاب حی بن یقظان الهام گرفته و حتی احتمال می رود که وی از ترجمه سایمون اوکلی که در سال ۱۷۰۸ منتشر شده بود بهره گرفته باشد. 

درباره ریشه های این داستان فلسفی باید اذعان نمود، ابن طفیل اولین کسی نیست که این داستان را به رشته تحریر درآورده است. بلکه چارچوب رمانتیک آن ریشه بسیار قدیمی تری دارد و سابقه آنرا می توان در داستانی باستانی بنام « اسکندر و حکایت بت » یافت. 

همچنین حکایت مشابهی نیز از منابع یونانی توسط حنین بن اسحاق مترجم عرب زبان یهودی ترجمه شده است و احتمال می رود که پیدایش این داستان مربوط به ادوار و افکار نو افلاطونی و هرمسی باشد. 

در جهان اسلام و در میان فلاسفه مسلمان نیز ابن طفیل اولین فیلسوفی نیست که داستان حی بن یقظان را به رشته تحریر می آورد. پیش از او نیز این سینا این داستان را برای بیان تفکرات فلسفی خود به شکل ناقص و نازیبایی بکار گرفته بود. 

ابن سینا در نقل داستان حی بن یقظان، علاوه بر خلاصه گویی، صرفا به ظرافتهای فلسفی تکیه نموده و داستانی کاملا بی روح به خوانندگان عرضه داشته است. 

با این همه باید یادآور شد که ابن طفیل اولین حکیم مسلمانی بوده که روح جدیدی در کالبد این داستان دمیده و از آن بطور کامل جهت تبیین موضوعات تماما عقلی و فلسفی بهره گرفته است. 

معنای تحت اللفظی حی بن یقظان، زنده فرزند بیدار است و منظور از زنده اشاره به بشر یا عقل او دارد و مراد از بیدار، ذات باری تعالی یا عقل الهی می باشد. 

این مطلب به آیه ای از قرآن مجید _ لاتاخذه سنه و لا نوم _ (خداوند را نه چرت فرا می گیرد و نه خواب) توجه دارد. 

بر اساس آنچه که از این داستان به ذهن خطور می کند، عقل آدمی از خداوند نشات گرفته و از این رو استعداد درک حقیقیت را مستقل از الهامات نبوی که در صحف الهی آمده است دارا می باشد. 

ابن طفیل در این اثر کاوشهای عقلانی فلسفه را هم رتبه و هم شان دین انگاشته است. او بر آن است که اثبات نماید دیانت فطری یعنی دین بدون وحی ( دیانت عقلانی ) امکان پذیر است و صرفا دیانت وحیانی تنها راه فلاح و رستگاری و وصول به حقیقت و اتصال به پروردگار نیست. 

همانگونه که می بینیم، ابن طفیل برای عقل شانی چون دین قایل است و در بینش او انسان قادر است علاوه بر دین، با فلسفه نیز به درک و کشف حقیقت نایل آید. 

ابزار چنین معرفتی توسط ابن طفیل آن هم در عصری که متدینانش تنها یک دین را قادر به درک و کشف حقیقت و در عینیت با آن می دانستند و حدیث ۷۳ فرقه را نقل نموده و با استناد بدان غیر از خود دیگر ادیان و مذاهب را گمراه و طعمه آتش جهنم می پنداشتند، کاری بسیار بدیع، شجاعانه و یک تئوری ناهمگون با تئوریهای حاکم بر ذهن و زبان اندیشمندان آن دوران محسوب می شد. 

ابن طفیل دین و فلسفه را نه در طول یکدیگر که در عرض هم می داند ؛ به نحوی که آدمی می تواند یکی از آن دو را برای رسیدن به حقیقت انتخاب نماید. 

ابن طفیل فلسفه را بهره و نصیب عقل و دین را شان عوام می پندارد و هیچیک از این منظر که دین (و از منبع الهی صادر شده) یا فلسفه اند بر دیگری رجحان و برتری ندارند. اما برای افراد خاص و اندیشمندان تنها فلسفه معیار و مرجع کشف و فهم فلسفه باشد و عوام الناس نیز به تناسب عقل و فهمشان برای قرار گرفتن در مسیر حق و حقیقت به دین روی آورند. 

او دین و فلسفه هم طراز یکدیگر می داند و چه بسا فلسفه از این جهت که ابزار وصول عقل و افراد برتر جامعه به پروردگار می باشد نسبت به دین از برتری ویژه ای برخوردار می باشد. 

ابن طفیل برآنست که حتی اگر خداوند از طریق ارسال رسل خود را آشکار و راه حقیقت را بر مردمان نمی نمایاند ؛ دانشمندان و عرفا و فلاسفه از طریق کاوشهای عقلانی و شهود و همچنین مطالعه طبیعت و نفس انسانی و کائنات به کشف او کامیاب می شدند. 

یکی از مسائلی که همواره از دیرباز مورد تاکید بسیاری از اندیشمندان قرار گرفت آن بود که فلسفه قادر به ادراک وجود خداوند و واجب الوجود بودن او می باشد اما قادر به درک صفات دیگری جز همین واجب الوجود بودن برای ذات پروردگار نیست. از اینرو منکران فلسفه فهم فلسفی پیرامون پروردگار را فهمی ناقص می پنداشتند و معتقد بودند که خداوند فلسفه خداوندی است که هست ؛ بدون زیبایی هایی که بواسطه صفات در وجود خداوند دین مشاهده می شود اما ابن طفیل شاید جزء نخستین فیلسوفان اسلامی است که بر این نکته تاکید دارد که حتی ادراک صفات باری تعالی نیز از طریق عقل ممکن و میسر است. 

او در ذیل داستان خود برای درک و شناخت حقیقت الهی، دو روش منطقی و مع الواسطه و دیگری شهودی و بی واسطه را بیان می دارد. از نظر او تنها از طریق دوم یعنی با استفاده روش شهودی است که می توان ارتباط مستدام با حقیقت الهی داشت. در این روش انسان بدون واسطه و بصورتی کاملا فردی حقایق الهی را تجربه نموده و از آن لذت می برد اما از طرف دیگر طریق اول یعنی طریق عقلانی نیز واجد این امتیاز است که قابلیت بیان در قالب کلمات را دارا می باشد و بدین ترتیب انتقال پذیر به دیگران است. حال آنکه در روش شناخت شهودی ما هیچگونه وسیله ای برای بیان تجارب خود از حقیقت نداریم جز آنکه به صور خیال و تمثیل متوسل شویم. 

از سوی دیگر ابن طفیل علاوه بر اثبات امکان دیانت فطری در این داستان، در پی آن است که به وجود قرابت و نزدیکی میان دین و فلسفه نیز اذعان نماید. از منظر او دین، فلسفه عوام و فلسفه، دین خواص است. ابن طفیل برآنست که رسول اکرم (ص) حق داشته که حقایق دینی را برای توده های مردمی به زبان قرآن یعنی زبان استعارات و مجاز بیان فرماید. 

در نگرش او فلاسفه نیز حق ندارند که حقایق فلسفی را با مردم عادی در میان گذارند و با عوام باید صرفا به زبان دین سخن گفت و عامه مردم را تنها می توان از طریق دین آمیخته تمثیلات و معجزات و تشریفات و عقوبتها و پاداشهای اخروی به التزام اخلاقی و اجتماعی سوق داد و صرفا از این راه است که آنها را می توان به سلوک اخلاقی در زندگی ترغیب نمود. به هر حال حی بن یقظان این نتیجه ناخوش آیند را امکان پذیر می سازد که بشر بدون استعانت از وحی نبوی نیز می تواند در پرتو بینش معنوی به فلاح علوی نایل گردد. به عبارت دیگر نوعی معنویت معطوف به عقلانیت. 

در پایان باید گفت که این داستان علاوه بر اینکه ریشه در فلسفه نو افلاطونی دارد از برخی عناصر مکتب فیثاغوری و کیش جین و آیین زردشت نیز برخوردار می باشد.



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر